
چندسالی است که ساکنان خیابان شهیدناظر در محله ولیعصر (عج) و همه کسانی که هیئت و حسینیه امیرالمومنین (ع) را میشناسند، حالوهوایشان عوض شده است. از سال ۱۳۸۸ که فعالیتهای فرهنگی تعدادی از اهالی درحسینیه این محله شروع شد، نشاط خاصی بین ساکنان ایجاد شده است.
اگرچه این مکان مذهبی و فرهنگی، ساختمان مناسبی ندارد و تا سال گذشته از سقفهای برزنتیاش آب چِکه میکرد و بر سر مردم میریخت، صفایش همه سختیهای حضور در آن را آسان کرده است. نوجوانان محله و همه کسانی که با علاقه در آن فعالیت میکنند، خادمان فرهنگی این حسینیه شدهاند تا برنامههایش بهخوبی برگزار شود.
طیبه علیجانی، کسی که خانهاش دیواربهدیوار این حسینیه است، مدیریت آن را برعهده دارد. او برای همه ساکنان این خیابان، شناختهشده است و تقریبا همه همسایهها از فعالیتهای فرهنگیاش باخبر هستند.
علیجانی که عضو شورای اجتماعی محله ولیعصر (عج) است، تا این زمان سعی کرده با کمترین هزینه، چرخ امور فرهنگی حسینیه را بچرخاند؛ چراکه به مسئول هیئت امیرالمومنین (ع) که زمین فعلی حسینیه در اختیار اوست، قول داده در ازای کارهای فرهنگی که برای هممحلهایهایش انجام میدهد، هیچ پولی از آنها نگیرد.
او تنها هدفش در ابتدا ایجاد و اکنون سرپا نگهداشتن مکانی فرهنگی است که وجودش در این محله بهشدت احساس میشود.
ما در این گزارش سعی کردیم به فعالیتهای فرهنگی حسینیه بپردازیم، اما ناگزیر به ۲۰ سال قبل برگشتیم و با اعضای هیئتی که همنام حسینیه است نیز آشنا شدیم؛ هیئتی که حالا کودکانش بزرگ شده و تشکیل خانواده دادهاند.
درِ آهنی بیرنگی دارد و پرده ورودی آن از جنس پتوهایی است که به پتوی سربازی معروف است. روفرشی کهنهای هم با کمک میلهای آهنی، جلوی در نصب شده است.
بین در حسینیه و ورودی آن، فاصلهای نیست و در همان قدم نخست باید کفشهایمان را دربیاوریم و بعد هم پرده را کنار بزنیم. سالن، یکدست و سرتاسری است که دورتادورش پشتی چیده شده است و در انتهای آن سِن کوچکی وجود دارد.
ستونهایش، میلههای آهنی است که برای داربست استفاده میکنند و سقفش هم چیزی شبیه سقفهای معمولی نیست. پارچههای سیاهی که همه سقف را پوشاندهاند، جلوی دیده شدن ایرانیتهای فلزی را گرفتهاند و ما با دقت از لابهلای پارچههای آویزان، متوجه این سقف کاذب میشویم.
دیوارهای نیممتری نیز در سمت راست این سالن وجود دارد که با پارچههای مشکی که از سقف تا بالای این دیواره کشیده شده، حائلی برای قسمتهای خواهران و برادران ایجاد کرده است.
با این تقسیمبندی، قسمت خواهران درواقع راهرویی است که عرض آن کمتر از سه متر است و درِ ورودی آن از کوچه باز میشود؛ دقیقا کنار همان در اصلی، اما در حال حاضر میز پینگپُنگ و اقلامی مثل پشتیها و فرشهای کهنه و قابلمههای بزرگ و پرچمها و... هیئت در آنجا جاگرفته است.
در انتهای این سالن نیز آشپزخانه حسینیه قرار دارد که علاوه بر یک اجاقگاز قدیمی و کپسول گاز، استکان و نعلبکیهای زیادی در آنجا وجود دارد.
دیواره آجری حسینیه نیز با همان پارچههای مشکی پوشانده شده که کتیبههای عزاداری امامحسین (ع) و صلوات، آذینبخش این دیواره مشکی است و جمع همه اینها یعنی مکان و ساختمان هیئت و حسینیه امیرالمومنین (ع) واقع در سیوپنجمتری دوم سیدی، خیابان شهیدناظر ۶، کوچه شهیدقیصری ۷ که کل مساحت آن حدود ۱۶۰ مترمربع است.
حسینیه امیرالمومنین (ع) در سال ۱۳۸۸ متولد شده است، اما این حضور به سال ۱۳۷۴ برمیگردد؛ زمانی که ۴۰ نفر از ساکنان کوچههای شهیدناظر دورهم جمع شدند و هیئتی به نام امیرالمومنین (ع) تشکیل دادند. تا قبل از سال ۱۳۸۸ این هیئت، جا و مکانی نداشت و مراسم هفتگیاش در خانه ساکنان محله برگزار میشد.
ایام محرم و صفر نیز مراسم هیئت بعد از خاکروبی، در زمینهای افتاده موجود در محله برگزار میشد تا فضای کافی برای تعداد زیاد مهمانان داشته باشند. این داستان بی جا و مکان بودن هیئت تا سال ۸۸ ادامه داشت، تا اینکه زمینی افتاده به وسعت ۱۶۰ مترمربع در کوچه شهیدقیصری ۷ خود را نشان داد.
با تحقیقاتی که آن زمان اعضای هیئت امیرالمومنین (ع) انجام دادند، این قطعه زمین، صاحب مشخصی نداشت و تا پیش از استقرار هیئت، انبار مواد ساختمانی بنیاد مسکن خراسان رضوی بود.
بعد از تخلیه مواد انبار شده بنیاد مسکن و از آنجا که زمین به مکانی برای حضور افراد غیرموجه تبدیل شده بود، سقف این مکان را بنیاد مسکن تخریب میکند و برای جلوگیری از حضور دوباره افراد ناباب، هیئت در آنجا مستقر میشود و فعالیتهای گذشته اش را در این مکان دنبال میکند.
مسئول هیئت، داستان چهاردیواری راکه در آن نشستهایم این طور بیان میکند: ابتدا، بنیاد مسکن از این زمین به عنوان انبار مواد ساختمانی استفاده میکرد ولی بعد که بنیاد مسکن از آن نقل مکان کرد در کمتر از دو ماه تبدیل به مأمن معتادها و مکانی برای انواع فساد شد.
رضا نظری میگوید: بعد از آن، به بنیاد مسکن رفتیم و به وضع آن زمانِ زمین در محلهمان اعتراض کردیم و آنها در جواب به ما گفتند این زمین به اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی واگذار شده است و شما میتوانید فعالیتهای هیئت تان را در آنجا آغاز کنید! این در حالی بود که هنوز اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی نمیدانست این زمین متعلق به این اداره است.
او میگوید: ما پولی برای خرید زمین نداشتیم بنابراین با کمک مردم، علیه آن شخص که عامل فساد در محله شده بود اقدام کردیم و وسایل و اقلام هیئت را در آنجا جای دادیم و به مرور زمان، سقف موقت برایش ساختیم.
مسئول هیئت ادامه میدهد: حتی تا سال گذشته، سقف این مکان، برزنتی بود و زمانی که باران میآمد مردم خیس میشدند. سال ۱۳۸۸ تصمیم گرفتیم این زمین را بخریم تا مکانی که فعالیتهای هیئت در آنجا انجام میشود غصبی نباشد بنابراین به اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی، بخش امور املاک (مسئول سابق آنجا آقای قاسمی بود) مراجعه کردیم ولی از همان زمان مشکلات ما شروع شد.
در آنجا متوجه شدیم آنها حتی از وجود چنین زمینی بیخبر بودند و مراجعه ما منجر به اطلاع آنها از وجود زمین شد. آنها حتی از متراژ زمین بیخبر بودند، زیرا چند روز بعد از مراجعه ما، شکوائیهای رسید که در آن قید شده بود زمینی به مساحت ۵۰۰ مترمربع را غصب کردهایم! در صورتی که این قطعه زمین حدود ۱۶۰ مترمربع است.
نظری این را هم به حرفهایش میافزاید که: «آخرین جوابی که به ما دادهاند این است که اینجا کاربری مذهبی ندارد و نمیشود در آن حسینیه ساخت.»
امیر حسنپور، مسئول فرهنگی هیئت و یکی از کسانی که از نوجوانی در این تشکل حضور داشته است، میگوید: ما بارها به این سازمان مراجعه کردیم و نامهنگاریهای زیادی با مسئولان داشتیم.
حتی با حجتالاسلام پژمانفر، نماینده مردم مشهد و کلات، صحبت کردیم و ایشان حدود ششماه قبل، نامهای خطاب به مدیر اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی تنظیم و درخواست مساعدت کرد ولی هیچ اهمیتی به این نامه ندادند. از سال ۱۳۸۸ تا امروز ما در سازمانها و راهروهای دادگاه در حال رفتوآمد هستیم.
در این مدت حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه وکیل و خسارتهایی را که از ما خواستند، پرداخت کردیم.
اگر این هیئت از هم بپاشد، ۸۰۰ نفری که به آن اُنس گرفتهاند و پای روضههای آن بزرگ شدهاند از هم دور میشوند
او به مشکل این روزهایشان اشاره میکند و میافزاید: تا الان هر حکمی از سوی دادگاه میآمد ابلاغیه بود؛ ولی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۴ حکم اجرائیه برای تخلیه این مکان به دست ما رسیده که همه را نگران کرده است.
حسنپور با اندوه ادامه میدهد: باور کنید از شبی که حکم دادگاه به دست ما رسیده هیچ کدام از بچههای هیئت خواب ندارند. تنها درخواست ما از شهرداری همین است که کمک کنند این زمین را اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی به ما بفروشد و اجازه بدهند با خیال راحت، به ساخت بنایی برای هیئت و حسینیه اقدام کنیم؛ چرا که بار فرهنگی این محله را همین مکان به دوش میکشد.
حتی حاضریم روی سردر آن بنویسیم هیئت امیرالمومنین (ع) وابسته به اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی، زیرا اگر این هیئت از هم بپاشد، ۸۰۰ نفری که به آن اُنس گرفتهاند و پای روضههای آن بزرگ شدهاند هم ممکن است از هم دور شوند و برخی جوانها به راههای دیگری کشیده شوند.
مسئول هیئت امیرالمومنین (ع) میگوید: تا سال ۱۳۹۲ خبری از سند نبود ولی حدود یکسال و نیم است که اداره کل راه و شهرسازی خراسان رضوی ادعا میکند سند مشاعی مربوط به مجتمعهای مسکونی حضرت علی (ع) پیدا کرده است که این قطعه زمین شامل آن میشود و به دلیل اینکه در بافت مسکونی است، نباید کاربری دیگری داشته باشد.
اهالی محله به برنامه زیارت امامرضا (ع) که مسئول حسینیه به صورت هفتگی برگزار میکند، دلخوشند و هرهفته به انتظار روزهای پنجشنبه اند تا ساعت برنامه اعلام شود و زن و مرد و پیر و جوان دستهجمعی به پابوس حضرت ثامنالحجج (ع) بروند.
هرهفته حدود ۴۰ نفر فقط با پرداخت هزار و ۵۰۰ تومان در این اردوی زیارتی چندساعته حضور پیدا میکنند و گاهی تعداد افراد به ۷۰ نفر هم میرسد. در این میان اگر کسی همین بودجه را هم نداشته باشد، میهمان حسینیه است.
راننده اتوبوس سازمان اتوبوسرانی نیز به این زیارت هفتگی عادت کرده و پای ثابت این جمع شده است. علاوه بر این، این اردو ماهی یکمرتبه مخصوص زیارت سالمندان محله است و با دستگیری جوانهای جمع و هماهنگی قبلی، ویلچرهای حرم برایشان تهیه میشود.
دهه کرامت سال ۹۳ بود. سرتاسر کوچه شهیدقیصری ۷ با کمک قالیهای حسینیه و مسجد امامزمان (عج) که یکی از مساجد محله است، فرش شده و دوطرف آن با ماشینها بسته شده بود تا رفتوآمد مهمانان جشن بزرگ ولادت امامرضا (ع) مدیریت شود.
برگزاری آن با کمکهای مالی مردم و خیران صورت گرفت که حدود یکمیلیون و ۲۰۰ هزار تومان هزینه جشن بود. نورافشانی و شرشرهبندی و آذینبندی محله در این ایام، حالوهوای دیگری به محله میبخشد. دهه کرامت برای کودکان و خردسالان نیز تبدیل به خاطرهای ماندگار شد و بزرگترها با کمکهای خود به برگزاری این جشن رونق داده بودند.
نوجوانها و جوانهای حسینیه و هیئت امیرالمومنین (ع)، مشغول پذیرایی و پخش شربت و شیرینی میان مهمانان بودند و همه محله، شب میلاد امام رئوف (ع) را روی این فرشها و در کوچه به شادی گذراندند، تا حدی که جای سوزن انداختن نبود و عدهای روی پا ایستاده بودند. پذیرایی از حدود ۸۰۰ نفر کار سادهای نیست.
همچنین در برنامه دهه کرامت امسالِ حسینیه امیرالمومنین (ع) از سه خادم امامرضا (ع) که جزو همسایگان حسینیه هستند، تقدیر شد. در کنار آن به خادمان و فعالان فرهنگی محله، مربیان کلاسهای قرآنی و برندگان مسابقه پیامکی که قبل از این جشن اجرا شد، جایزه تعلق گرفت.
این برنامه فرهنگی، رتبه اول را در مشهد بهدست آورد و بهخاطر نوع جشن و محلهآرایی، فرهنگسرای زیارت از آن تقدیر و مبلغ ۵ میلیون تومان به حسینیه اهدا کرد. مسئول حسینیه میگوید: با این مبلغ، یک میز پینگپنگ، یک فوتبالدستی، یک دستگاه دوربین فیلمبرداری، یک دستگاه ضبطصوت و یک دستگاه رایانه خریدیم که موردنیاز بود.
در دهه مهدویت و کرامت امسال، کانون زیارت و انتظار سیدی فعالیتهای خوبی داشت. در این دودهه، ایستگاه نقاشی برای کودکان و ایستگاه صلواتی توزیع شیرینی و شربت برپا شد و علاوه بر آن، جوانان محله اقدام به تهیه شابلونهای مذهبی و طراحی کاپوت خودروها متناسب با موضوعات دهه کردند.
همچنین در ماه شعبانی که گذشت، بچههای پنجششساله هر روز با ذوقوشوق فراوان منتظر آغازبهکار ایستگاه نقاشی بودند تا با مدادرنگیهای مختلف، طرحهای دوستداشتنیشان را برای امامزمان (عج) ترسیم کنند.
جایزههای روزانه که شامل بستههای مدادرنگی و کتاب بود، بچهها را جذب این ایستگاه کرده بود و مادران به همراه فرزندانشان در این برنامه حضور داشتند. نقاشیهای برتر به فرهنگسرای کودکوآینده فرستاده شد و به سه نفر از آنها کارت استفاده از وسایل شهربازی به مبلغ ۳۰ هزار تومان اهدا شد. بهگفته علیجانی، کانون زیارت سیدی در سالهای ۹۳ و ۹۴، رتبه برتر را در سطح منطقه کسب کرده است.
فاطمه جوانشیر، یکی از ساکنان این کوچه است و از مخاطبان برنامههای فرهنگی حسینیه امیرالمومنین (ع). او به همراه دختر پنجسالهاش به این حسینیه آمده تا در کلاس قرآن ثبتنام کند. آشنایی او با حسینیه، از برنامه زیارتی حرم آغاز شده و بعد از آن، پایبند این مکان شده است.
جوانشیر از برنامههای فرهنگی حسینیه راضی است. با اینکه منزلش نزدیک مسجد امامزمان (عج) است و آنجا بسیار مجهزتر از حسینیه، ترجیح میدهد در مراسم اینجا شرکت کند. او میگوید که حالوهوای اینجا را بیشتر دوست دارد تا مسجد! نازنینزهرای پنجسالهاش نیز با اینجا اُنس گرفته و حرم رفتن گروهی را بیشتر دوست دارد.
دوره «خادمین شهر بهشت» یکی از طرحهای سازمان فرهنگیوتفریحی شهرداری در چند سال اخیر بود. حسینیه امیرالمومنین (ع) نیز حدود سهسال گذشته، پذیرای این طرح بود. تابستان سالهای ۹۰ و ۹۱ این طرح در ایام ماه مبارک اجرا میشد.
قابل ذکر است؛ این طرح، یک دوره تربیتیفرهنگی برای دانشآموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان بود. طیبه علیجانی با کمک زهرا کوچکبیگی که مربیگری چند گروه نوجوان را بهعهده داشت، این دختران را به همراه مادرانشان برای افطاری دعوت کرد.
یک افطاری مشارکتی؛ هزینه سوپ برعهده بچهها بود و عدسپلوی سفره افطار نذر طیبه علیجانی. در این دوسال، چند شب از شبهای ماه مبارک به افطاری این نوجوانان اختصاص داشت که به همراه مادرانشان حدود ۴۰ نفر میشدند. همچنین یکی از افطاریها در بهشت رضا (ع) برگزار شد که خاطره آن شبها هنوز در ذهن این دختران و مادرانشان به یادگار مانده است.
برگزاری کلاسهای قرآن از برنامههای ثابت حسینیه امیرالمومنین (ع) است و در طول سال با توجه به فراغت خانوادهها اجرا میشود. این کلاسها در روزهای تابستان که فراغت کودکان و نوجوانان و مادران بیشتر است، همهروزه بهجز پنجشنبهها و جمعهها برگزار میشود و در بقیه روزهای سال فقط روزهای پنجشنبه.
تابستان، دوره روخوانی و روانخوانی دایر است و در ایام تحصیل، دورههای تجوید و مفاهیم برگزار میشود. این برنامه از سال گذشته منظم اجرا شده و زهرا کوچکبیگی، مربیگری این کلاسها را بهصورت رایگان پذیرفته است. او میگوید: من برای رضای خدا کار میکنم و هیچ توقعی ندارم.
علیجانی میافزاید: سال گذشته ما هیچ هزینهای برای شرکت در کلاسها درنظر نگرفتیم، اما امسال مبلغ ۱۰ هزار تومان از افراد دریافت میکنیم که این پول برای خرید هدیه است تا به این وسیله، اشتیاق بچهها برای شرکت در این کلاسها بیشتر شود. اگر توان مالی کسی نیز اندک باشد، این مقدار را از او نمیگیریم؛ هرچند هزینه خرید جوایز ما بیش از اینهاست.
طیبه علیجانی، علاوه بر مسئولیت کارهای فرهنگی حسینیه، معتمد محله است و رابطی برای کمک به همسایگان نیازمند. هر کسی بخواهد مبلغی را بهعنوان کمک درنظر بگیرد، به او میدهد تا با شناختی که از نیازمندان محله دارد، به آنها بدهد.
او ۱۰ خانواده بیسرپرست و مستضعف را شناسایی کرده و با نانوایی محله قرارداد بسته است تا این افراد به مدت یکسال نان رایگان دریافت کنند. این فعال فرهنگی هرساله، پول کفارهها و کمکهای مردمی را برای این کار کنار میگذارد.
همچنین تا حد امکان، نیازهایی مثل نوشتافزار دانشآموزان نیازمند محله را تأمین میکند. او از زنان سرپرست خانوار نیز حمایت میکند و در حال حاضر ۸۰ زن سرپرست خانوار را در فهرست خود قرار داده و در جستجوی کار مناسبی برای آنهاست.
برای میلاد امامرضا (ع)، انگشترم را فروختم تا برای انجام مراسم، بیپول نمانیم
طیبه علیجانی میگوید: بیشتر برنامههای ما، شامل طرحهای فرهنگی سازمان فرهنگی وتفریحی شهرداری و فرهنگسراها و همچنین مشارکت در طرحهای «خادمین شهر بهشت»، «بهداشت و سلامت»، «دوباره زندگی»، اردوی خدمت به نام «جبهه همین نزدیکی»، «مشهدشناسی»، «خ، مثل خدمت»، کلاسهای ورزشی بانوان و بسیاری از برنامههای دیگر است و اگر ادامه داشته باشد، از آنها استقبال خواهیم کرد.
او ادامه میدهد: اگرچه تامین مالی این برنامهها بهعهده شهرداری است، ما طرحهایی در سطح محله داشتهایم که بین مراکز فرهنگی دیگر امتیاز آورده و برنده شده است.
این برنامهها در قالب مسابقه از سوی شهرداری بود و به هر طرح برگزیده مبلغ ۳۳۶ هزار تومان تعلق گرفت.
او بیان میکند: البته از بین سه طرح منتخب حسینیه، تنها هزینه یک طرح را به ما پرداخت کردند و ما مجبور شدیم از جیب خودمان برای اجرای برنامهها خرج کنیم، حتی من برای میلاد امامرضا (ع)، انگشترم را فروختم تا برای انجام مراسم، بیپول نمانیم؛ چون دلم نمیخواست بهخاطر نبود پول، شادی مردم خراب شود.
* این گزارش سه شنبه، ۱۳ مرداد ۹۴ در شماره ۱۵۶ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.